خرید بک لینک

عکس عاشقانه

زیر خاکستر ذهنم باقی است .اتشی سوزنده و سرکش هنوز .

یادگاری است زعشقی سوزان که بود گرم و فروزنده هنوز.

عشق همان گونه که بنیان مرا سوخت از ریشه و خاکستر کرد غرق در حیرتم که چرا مانده ام زنده هنوز.

گاهگاهی که دلم میگیرد پیش خو میگویم ؛ انکه جانم بسوخت ؛ یادی ارد از این بنده هنوز.

سخت جانی را بین که نمردم از هجر . مرگ صد باربه از بی تو بودن باشد؛ گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم هستم پیش چشمان تو شرمنه هنوز...

گر چه از فرط غرور اشکم از دیده نریخت

بعد تولیک پس از ان همه سال

کس ندیده به لبم خنده هنوز

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت .

سالهاست که از دیده برفتی لیکن؛

دلم از مه تو اکنده هنوز

دفتر عمر مرا دست ایام ورق ها زده است.

زیر بار غم عشق قامتم خم شد وپشتم بشکست .

در خیالم اما همچنان روز نخست تویی ان قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم ان عاشق بازنده هنوز.

اتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش.

گر که گورم بشکافند عیان میبینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

اتشی سرکش و سوزنده هنوز

برچسب: نویسنده: خاموش شده تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 19:51

صفحه بندی